بهترین مردن ، شهادت است.بالاترین اجرها برای انسانی که در راه خدا مبارزه می کند ، نوشیدن شربت گوارای شهادت است ‌.

خوشابه حال آن عزیزان ، وگوارابادبرآن ها این نعمت بزرگ الهی !

آن ها با شهادت ،اجرشان راگرفتند.شهادت ، یعنی وارد شدن درحریم خلوت الهی ، ومیهمان شدن برسر سفره ضیافت الهی ؛این کم چیزی نیست ؛این خیلی با عظمت است.

پروردگارا ! تورابه حق خون شهیدان ، تورابه حق اولیایت ، تورابه حق صاحب الزمان ارواحناه فداه ، مرگ ماراهم به شهادت در راه خودت قرار بده.

 

      مقام معظم رهبری_۱۳۷۰/۱۰/۱۱

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: پیام لاله ها
   یکشنبه 19 آذر 13962 نظر »

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی نقل می کنند:سال های اول طلبگی ام در قم خواستم در حوزه آیت الله گلپایگانی حجره بگیرم ودرس بخوانم اما گفتندبه کسانی که لباس روحانیت ندارندحجره نمی دهند.خودم خدمت ایشان رسیدم.

فرمودند:"شماکه لباس روحانیت ندارید.معلوم است که کم درس خوانده اید."عرض کردم گرچه به من حجره نمی دهید ولی اجازه بفرمایید یک مثال بزنم.

ایشان اجازه فرمودند.عرض کردم:”می گویند مردی در کاشان به حمام رفت.وقتی لباس هایش را بیرون آورد همه به او گفتند:اَه اَه .چه آدم کثیفی ! وقتی این برخورد را دید دوباره لباس هایش را پوشیدتا از حمام بیرون برود.

گفتند کجا می روی . گفت می روم حمام تا بیایم حمام!

حال حکایت شماست که می فرماییدبرو درس بخوان بعد بیا اینجا درس بخوان.بروروحانی شو بعد بیا اینجا روحانی شو.”

وقتی این مثال را زدم ایشان خیلی خندیدندوفرمودند : “به شما حجره می دهیم. شما اینجا بمانید.”

 

مشاهده شده در ماهنامه فرهنگی،تربیتی واجتماعی خانواده شاد/پیش شماره دوم/حجت الاسلام والمسلمین قرائتی/ص۱۵.

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 18 آذر 13962 نظر »

عصرقحطی انسانیت است

مردان ، گرسنه ی نانندوتشنه ی نام.

جهان،قلمرو اشیای لوکس است.

اندیشه هاهرروز ماشینی تر می شوند‌.

زندگی هرروز یکنواخت تر می شود.

چشم هاهرروز دریده ترمی شوند.

قدم هاهرروز ناتوان ترمی شوند.

دنیاسنگدل ترشده است.

آرزوها،هرلحظه یتیم ترمی شوند

کوچه هادر غفلت ، چشم می چرخانند.

پستوها، درگناه شناورند.

توراتنها در ندبه می خوانیم ؛ تنها در دعا.

کسی نیست درگوش دیوارها،آوازی از رسیدن بخواند.

کسی نیست هرلحظه به یادتو باشد.

کسی نیست مدام از تو بگوید.

کسی نیست چشم های حریص را بشوراند.

کسی نیست…

مردم سرگرم نانند.

پرنده ها،زمین گیرشده اند.

شب ، بیدارتراز روز است.

ستم ، پایدارتر ازبرادری است.

چشم ها،روزی هزارمرتبه ،سنگ می شوند.

عصرمدرنیته ی مرگ است.

عصرآدم آهنی های دسیسه است.

عصرهمسانی زشتی وزیبایی است.

عصرپیشانی های ویران است.

عصردندان های صیقل خورده است‌.

عصرلب های تاول زده است.

هوالبریز پونه وآویشن نیست.

زمین سرشارمهربانی وسیب نیست.

ای که حاضری اما غایب ؛ غایبی،اما حاضر!

دقیقه ها سنگین شده اند.

صداها مرده اند.

دیوارها نا امن اند.

چشم ها دوزخی اند.

سربرشانه های غربت مابگذار

وصدایت رادر پونه هاونارنج هابریز.

ای حرف اول کتاب های جهان!

ای از همه خوب تر!

ای از همه به خدانزدیک تر!

ای از همه چشم انتظارتر!

ای حاضرغایب!

دستمان خالی ورویمان سیاه است.

مبادمان که تو رالحظه ای فراموش کنیم!

مبا‌دمان که از یاد تو غافل شویم!

 

مشاهده شده در ماهنامه فرهنگی،تربیتی واجتماعی خانواده شاد،نوشته مریم سقلاطونی،ص۱۲.

 

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مهدوی
   جمعه 17 آذر 1396نظر دهید »

همه ی آدم ها کتاب های نانوشته ای هستیم که منتظریم روزی یکی از راه برسد وبا تمام حواس ما را بخوانند.

یادمان رفته مهم ترین مخاطب مان خودمانیم.

خودمانیم که بایدآن قدرمرورکنیم سطربه سطرمان راکه اگریک وقت باد آمدوصفحه هامان رااز هم جداکردبازبتوانیم از گوشه وکنارجمعش کنیم ،سرهم بندکنیم ،صحافیش کنیم ودوباره شماره به شماره جلوبرویم ، فصل به فصل ، جلدبه جلد.

درست است که اسم هایمان را خودمان انتخاب نکردیم ، اما اسم کتابمان که دست ماست…

کتابی که فرقی نمی کند یک آغاز جذاب داشته باشه یا یه پایان فوق العاده مثل یک رودخانه پراز آب زلال که فرق نمی کند از کجا سرچشمه گرفته وفرقی نمی کند به دریا می رسد یا نه…

مهم این است که دارد مسیرش را خودش انتخاب می کند ؛ مهم این است که همیشه در حال حرکت است ؛ مهم این است که بودنش با نبودنش خیلی فرق دارد…

 

مشاهده شده درماهنامه فرهنگی ، تربیتی واجتماعی خانواده شاد ، نوشته فاطمه اشعری ، ص ۳۱.

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: آدم ها, کتاب
   جمعه 17 آذر 1396نظر دهید »

باید تو را همیشه امام زمان نوشت!

بی تو چگونه می شود از آسمان نوشت

از انعکاس ساده ی رنگین کمان نوشت

این یک حقیقت است ، که بی تو بهار من!

باید چهارفصل زمان را خزان نوشت

در این جهان بی در وپیکر ، خدای ما

دستان سبز پوش تو را سایبان نوشت

دنبال رد پای تو گشتم ،نیافتم

گویی خدانشان تورا بی نشان نوشت

می خواستم تو را بنویسم ،ولی نشد

با من بگو چگونه تورا می توان نوشت؟

جنگل همیشه نام تو راسبز خواند و بس

دریا تو را برای خودش بیکران نوشت

دیدم تمام ثانیه ها با تو می زند ؛

باید تو را همیشه《امام زمان》نوشت!

 

مشاهده شده در ماهنامه فرهنگی ،تربیتی واجتماعی خانواده شاد/پیش شماره دوم/سال ۹۶/ص۶۴.

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: امام زمان, بهار, خدا

موضوعات: ادبی, مهدوی
   شنبه 11 آذر 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 32

دی 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
گفتم به کجا،گفت صدایم کردند گل بودم واز خارجدایم کردند گفتم فرشتگان چه کردندت گفت روزی خور سفره خدایم کردند
آمار
  • امروز: 1
  • دیروز: 2
  • 7 روز قبل: 11
  • 1 ماه قبل: 61
  • کل بازدیدها: 41787
رتبه
  • رتبه کشوری دیروز: 90
  • رتبه مدرسه دیروز: 4
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 206
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 5
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 227
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
کاربران آنلاین
  • مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر
  • مدرسه علمیه الزهراء«س»ارومیه
  • فتح نژاد
  • گذر موقتـ
  • کبری جعفری
  • آرامـــ
  • وجیهه السادات بدری
  • بهشت
  • صهباء
  • مفرد مونث غایب
  • فرشته نوری
  • محبوبه رحیمی
  • سمیه نکوئیان
  • فاطمه السادات. م
  • مرغ باغ ملکوت
  • رقیه عزیزی
  • زیور سادات توفیقی
کاربران تصادفی
آخرین نظرات